خرید بک لینک

یه کانال تلگرام با دوستام زدیم

Ghare_tanhaii@

خوشحال میشیم جوین بشین :)

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

فکر کنم فقط باید سرم رو بکوبم تو دیوار :/

معدل افتضاح امسالم 19.65

بعد یه سریا 20 کامل که میشن هیچ تازه باید ببینی تو چه مدارس و رشته هایی این معدلارو گرفتن.

البته که کم کاری خیلی زیاد کردم همیشه و امسال بیشتر :/

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

سلام

اگه قالب وبلاگم رو میخواین از این لینک برین :)

http://s9.picofile.com/file/8327560818/s92.txt.html

:)

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

نمیخوام منفی فکر کنم ولی پشت هم بد بیاری...

زهرا رو هم ناراحت کردم.

دلم نمیخواد فکر کنه که من ناز میکنم.یا سوءاستفاده میکنم یا هرچی...

خواستم ب مامان بگم.اما حالش خوب نیست :(

شاید حکمتیه.

میسپرم به خود خدا.

نمیدونم چرا یه دفعه ای انقدر ذهنم رو مشغول کرده :(

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

سلام من نیام اینجا فکر کنم هیچ اتفاقی نمی افته :/

البته میام.حوصله پست گذاشتن ندارم :/

حالا بگید خوبید؟

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

هیچ وقت از خودم راضی نبودم :/دنبال ی لاک بی رنگ میگشتم.میخواستم خیلی پیدا نباشهیکی خریدم طبق معمول صورتی(حالا انگار چندتا لاک دارما)بعد خالم لاک داد بهم زدم ولی هرچی گفت بردار براخودت گفتم نهحالا میبی

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

این چند روز که ذهنم درگیرت بود هرکی رو میبینم مثل توعه...حتی بچه کوچیکی که کنارمامانش نشسته بود.دیروز.اول گفتم واااای چقد قیافه اش مث کوچیکی های توعه...بعد که صداش زدند... فقط همین کم بود که بفهمم اسم

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

تصمیم!شاید یه تصمیم واقعا بزرگ!(پارت دو)بعضی وقتا هم میخوام فکر کنم دروغ میگی.مثل الان :)اگه دروغ گفته باشی ازت ناراحت میشم ولی نه اونقدرا.نمیدونم چرا :)اما خب اگه کار بدی بکنی ناراحت ک نه شاید متنفر

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

عینکم گم شده نمیدونم کجا گذاشتمش :(

دعا کنین پیدا بشه وگرنه عصاب خوردی میشه وااا.

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

سلام اومدم بگم عینکم پیداشد :)

بین دفتر کتابام تو ویترین بود اما من حال نداشتم بگردم مادر گرامی گشت و پیدا کرد :)

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 18:52

صفحه بندی